آیا
با کمی گریه و یک فاتحه شما بر مزار من و امثال من مسئولیتی را که با بالا
رفتن خود بر دوش تو گذاشتهایم از یاد خواهی برد یا نه؟ ما نظارهگر
خواهیم بود که تو با این مسئولیت سنگین چه خواهی کرد!

همان دلاور ۲۱ سالهای که در چهارم مرداد سال ۶۷ در برابر منافقین کوردل
ایستاد و با شلیکهای پیاپی آرپیجیِ راه منافقین را با منهدم کردن
ماشینهای خودشان بند آورد، آنها را زمینگیر کرد و این فرصت را ایجاد کرد
تا گردانها و خود را به تنگه چهارزبر (مرصاد) برسانند.
شهید رضا نادری
یک نگاه که به همت انداختم، دیدم صورت سبزهاش از غضب مثل لبو سرخ شده و در سکوت با آن نگاه تیز خودش، زُل زده به اکبر گنجی. آمدم قدم از قدم بردارم و به سمت حاجی بروم که... کار خودش را کرد!

راز روضهخوانی شهید «ابراهیم هادی»
با اینکه قسم خورده بود دیگر مداحی نکند، صبح بعد از نماز باز روضه حضرت زهرا(س) را خواند؛ بهتزده شدم؛ او قسم خورده بود، اما خوابی دیده بود که دیگر نتوانسته بود قسماش را نگه دارد.

پس از شکست حمله نظامي آمريکا به ايران در طبس و به جا گذاشتن چند فروند هليکوپتر، برادرِ پاسدار، محمد منتظر قائم فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي يزد، جهت بررسي اوضاع به ناحيه مورد نظر وارد شد تا اطلاعات موجود و فوق سري داخل صحنه را جمع آوري نمايد.

خبرگزاری فارس: من بچه شاه عبدالعظیم هستم و در خانهای به دنیا آمده و بزرگ شدهام که در هر سوراخش که سر میکردی به یک خانواده دیگر نیز برمیخوردی.

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس ، نویسنده وبلاگ شهدا 13 زندگی نامه خودنوشتی را از شهید آوینی منتشر کرد و نوشت: اینجانب - اکنون چهل و شش سال تمام دارم. درست سی و چهار سال پیش یعنی،
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از مشرق، امیرحسین نیکروش
بیدگلی از بسیجیان لشگر 14 امام حسین (صلوات الله علیه) بود که در عملیات
بدر ، بال در بال ملائک گشود. مادر شهید چنین روایت می کند:
یک شب مانده بود به عید سال 1363 . یادم می آید که آن شب من اصلا
نتوانستم بخوابم. روز قبل عید ، برادرم آمد و گفت: اگر خبر بیاورند که
امیرحسین شهید شده چه کار می کنی؟ گفتم: هیچی! خیلی خوشحال می شم چون
فرزندم به راه انحراف نرفته و در راه حق شهید شده و خدا را شکر می کنم.
صبح روز عید دایی اش آمد و به من گفت: حرفی که دیشب زدی امروز باید بهش
عملش کنی! امیرحسین سردخانه است و باید برویم بیاریمش.
سلام می کنم به خوانندگان و بازدید کنندگان وبلاگ من از 21/12/90 لغایت 25/12/90 کاروان راهیان نور دانشگاهمون رو اعزام میکنم.دعا کنید شهدا همه ما رو ببخشن چون به خواستهاشون جامعه عمل اونجور که باید نپوشوندیم پس بیاییم دوباره امسال سعی کنیم بهتر بشیم و در را شهدا بیشتر قدم برداریم.
التماس دعا دارم از تمامی دوستان و بازدید کنندگان وبلاگ چون دعای بنده فکر نکنم از سقف خونمون بالاتر بره پس محتاج به دعای شما هستم.به امید شهادت اول برای اونهایی که آرزوی شهادت دارن و دوم آرزو میکنم که در راه این انقلاب و این نظام مقدس به درجه شهادت نائل بشم.