|
درباره وبلاگ
![]()
وبلاگی است که متعلق به مرتضی طاهری امیری می باشد و وابسته به هیچ سازمان نهاد و حزب و تشکل و گروهی نمی باشد.
من دانشجوی کامپیوتر اهل مازندران شهرستان بهشهر روستای امیرآباد و از اونجایی که محل ما پنج شهید والا مقام تقدیم میهن عزیز کرده ویکی از اونها سردار نیز هست و علاقه زیادی به شهدا و خانواده اونها دارم ... دوست دارم که برای شهدا بنویسم . تا شاید بتونم گوشه ای از این فداکاری های این شهدا را پاسخ داده باشم. جهت برقراری تماس به من ایمیل بزنید.متشکرم. نشانی:(مازندران- بهشهر - امیرآباد -کوچه شهید عزیزی دوم - کوچه حر - عباسعلی طاهری امیری (مرتضی طاهری امیری) آرشيو موضوعي
معارف قرآنیبانوی شعر شهدا شهید سردار علی شوشتری گالری عکس وصیت نامه شهید محمود دایه علی زندگی نامه سردار رشید اسلام شهید حاج یدالله کلهر خاطراتی از سردار شهید مهدی میرزایی صفی آباد خاطراتی از سردار رشید اسلام شهید حسن باقری خاطراتی از سردار شهید عبدالحسین برونسی خاطراتی از شهید سعید شاهدی خاطره و خاطرات جبهه و شهدا زندگی نامه شهید حسین علمالهدی درد و دل با شهدا ( هرچه می خواهد دل تنگت بگو) شهید خرازی سردار شهید مهدی زین الدین سردار حاج احمد کاظمی موحد دانش محمد بروجردی صیاد شیرازی شهید ابراهیم همت حاج اکبر آقا بابائی صیاد شیرازی حاج احمد متوسلیان محمد جهان آرا شهید چمران سرلشکر خلبان عباس بابائی سردار حاج مجيد حاجي حاتم سردار سرتيپ پاسدار علي رضائيان سردار سرتيپ پاسدار شهيد ناصر كاظمي شهيد حاج حبيب الله افتخاريان خاطرات شهید سید مرتضی طاهری وصیت نامه شهید احمد مختاری سـردار رشيد اسـلام شهيد ابراهیم نعمتی سـردار رشيد اسـلام شهيد عبدالعلی دماوندی سردار شهيد محمد حسن قاسمي طوسي سـردار رشيد اسـلام شهيد اباصلت سفيدرو سـردار رشيد اسـلام شهيد علي اكبر ( محمود ) روشي شهدای امیرآباد ( محل خودم ) حاج ابراهیم همت شهید مهدی باکری حجه السلام فضل الله محلاتی طلائیه شهید کریم لروند امیری سردار شهید خلبان عباس دوران محمد ناصر ناصری دفتر شعر خاطرات با مزه جبهه تبریک عید نوروز شهيد رضا پناهي شهدای کردستان هويزه دوكوهه دزفول فتحالمبين اس ام اس به سرزمین لاله های پرپر وصيت نامه شهيد محمدرضا طاهري سرتیپ خلبان شهید محمود خضرایی "عباس دوران" سرآمد دوران سردار شهید حمید طاهری شهيد عباس طاهري سوژه های جبهه تبعيدي از زابل به بابل شهيدي كه در مراسم خود شركت ميكند شهيد سيد باقر طباطبايى غزه در آتش پیام رهبر معظم انقلاب درباره قتل عام مردم غزه محرم و تاثیرات آن دستاوردهاي انقلاب اسلامي دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران طي 22 سال علم الهدی روز شمار انقلاب حرفهای خودمانی سردار شهید رضا چراغی سرداررشید اسلام شهید حسین قجه ای شهید هوشنگ ورمقانی شهید هوشنگ ورمقانی گالری عکس انگشت وانگشتر رويش شقايقها شقايق سرخ مين منور سنگرفرمانده عراقي حرم اباالفضلالعباس (ع) جرعه اعجاز ترکش های سرکش تفکر بسیجی ، تهاجم فرهنگی ، امنیت اجتماعی شعر خلبان شهید حسین لشکری ديدار زندانبان عراقي با اسير ايراني بعد از 18 سال |
سردار شهید علی شوشتری
*سفره اي با خوراک وحدت
ادامه مطلب |+|
نوشته شده توسط مرتضی طاهری امیری در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 15:35 |
پلنگ صورتی
شب عملیات بود .حاج اسماعیل حق گو به علی مسگری گفت:ببین تیربارچی چه ذکری میگه که اینطور استوار جلوی تیرو ترکش ایستاده و اصلا ترسی به دلش راه نمیده . نزدیک تیر باچی شد و دید داره با خودش زمزمه میکنه :دِرِن ، دِرِن ، دِرِن ،...(آهنگ پلنگ صورتی!) معلوم بود این آدم قبلا ذکرشو گفته که در مقابل دشمن این گونه ،شادمانه مرگ رو به بازی گرفته حاج حسین یکتا
|+|
نوشته شده توسط مرتضی طاهری امیری در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 15:33 |
اخوی شفاعت یادت نره
مثلا آموزش آبی خاکی می دیدیم. یکبار آمدیم بلایی را که دیگران سر ما آورده بودند سر بچه ها بیاوریم ولی نشد. فکر می کردم لابد همین که خودم را مثل آن بنده خدا زدم به مردن و غرق شدن، از چپ و راست وارد و ناوارد می ریزند توی آب با عجله و التهاب من را می کشند بیرون و کلی تر و خشکم می کنند و بعد می فهمند که با همه زرنگی کلاه سرشان رفته است. کلاه سرشان این بود که در یک نقطه ای از سد بنا کردم الکی زیر آب رفتن. بالا آمدن. دستم را به علامت کمک بالا بردن. و خلاصه نقش بازی کردن. نخیر هیچکس گوشش بدهکار نیست. جز یکی دو نفر که نزدیکم بودند. آنها هم مرا که با این وضع دیدند، شروع کردند دست تکان دادن: خداحافظ! اخوی اگه شهید شدی شفاعت یادت نره! |+|
نوشته شده توسط مرتضی طاهری امیری در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 15:30 |
فرمانده با شور و حرارت مشغول صحبت بود، وظایف را تقسیم می کرد و گروه ها یکی یکی توجیه می شدند.یک دفعه یادش آمد باید خبری را به قرارگاه برساند . سرش را چرخاند ؛ پسر بچه ای بسیجی را توی جمع دید و گفت : (( تو پاشو با اون موتور سریع برو عقب این پیغام رو بده )) پسر بچه بلند شد . خواست بگوید موتور سواری بلد نیستم ،ولی فرمانده آنقدر با ابهت گفته بود که نتوانست . دوید سمت موتور ،موتور را توی دست گرفت و شروع کرد به دویدن. صدای خنده همه رزمنده ها بلند شد. |+|
نوشته شده توسط مرتضی طاهری امیری در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 15:29 |
بانوی شعر شهدا
![]() بي نشان چقدر نامه نوشتم به دست باد سپردم براي آمدنت شب به شب ستاره شمردم چقدر گرد گرفتم من از اتاق تو مادر براي باور مردم قسم به جان تو خوردم در انتظار تو و قاصدي كه هيچ نيامد هزار مرتبه جانم به لب رسيد و نمردم و عكس هاي تو را، من اميدوار و صبور براي هركه مي آمد ز جبهه بردم و بردم صداي زنگ در، اما، هميشه دغدغه زا بود نيامدي و من از آن چه خون دل كه نخوردم چقدر هروله كردم ميان كوچه و ايوان و بال روسري ام را به زير پلك فشردم چه پستچي كه از اين خانه مي گذشت شتابان چقدر نامه نوشتم به دست باد سپردم پروانه نجاتي شيراز-۱۳۸۳ ادامه مطلب |+|
نوشته شده توسط مرتضی طاهری امیری در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 12:51 |
موسیقی قورباغه
موسیقی قورباغه شهید
حمزه بابایی همراه عده ای از رزمندگان به منطقه عملیاتی بدر رفته بودند ،
نمی دانستند منطقه خودی است یا تحت تصرف دشمن ، پس از مدتی جست و جو به
نتیجه ای نرسیدند . کم کم بچه ها روحیه شان را نیز از دست می دادند . حمزه
بابایی که استاد تقویت روحیه بود به شوخی رو به بچه ها کرد و گفت : یک راه
شناخت خیلی خوب پیدا کردم . همه خوشحال گرد او جمع شدند و سوال کردند هان
بگو ، از کجا می شود فهمید وضعیت منطقه را ؟ زود بگو . او در حالی که می خندید گفت : از قورباغه ها ! اگر موسیقی آن ها در دستگاه ، شور باشد یعنی « قور قور » بکنند منطقه خودی است و اگر در دستگاه ابوعطا بخوانند و « القور القور » بکنند ، منطقه در تصرف عراقی هاست . پس از این شوخی ، خنده روی لب های رزمندگان نشست و با روحیه عالی شروع به جست و جو جهت یافتن نیرو های خودی کردند . |+|
نوشته شده توسط مرتضی طاهری امیری در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 12:34 |
|
رهبری
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب نوشته هاي پيشين
آبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 پيوندها
وبلاگ شخصی سید علی انصاریان امکانات
طراحی قالب
وبلاگ بی کفنان
همکاران
هفته نامه یالثارات سیستم مدیریت بلاگفا |
| کلیه حقوق این وبلاگ برای شهدا و جانبازان عزیز محفوظ است . در صورت استفاده از مطالب لینک فراموش نشود |